شما اینجا هستید
سخن سردبیر » مردودی اصلاح‌طلبان در اتفاقات اخیر کشور

متاسفانه آقایان به اصطلاح اصلاح‌طلب در وقایع اخیر کشور مردود شدند. البته پر واضح است که اصلاح‌طلبی برآمده از دل حاکمیت محکوم به شکست است. جناب آقای دکتر عارف که در وقایع سال ۸۸ با علم به غیبت بزرگان اصلاحات، در مراسم تنفیذ احمدی‌نژاد حضور یافتند یکی از همین به اصطلاح اصلاح‌طلبان است. وقتی رییس فراکسیون امید که جز ناامید کردن امید مردم کار دیگری نکرده، عزیزی که به اعتراف جناب خاتمی ترمز او در دولت دوم اصلاحات بوده، همان دکتری که هیات رییسه و کمیسون ها در مجلس پیشکش، محض رضای خدا یک نطق در راستای گفتمان اصلاح‌طلبی نکرده است و اصلا مشخص نیست کدام حرکت وی در مسیر اصلاح‌طلبی تعریف می شود و فقط به واسطه چراغ سبز جناح رقیب، در دولت دوم خاتمی، معاون اول بوده در جایگاه رفیع شورای عالی اصلاحطلبان قرار می گیرد، این جریان فکری محکوم به شکست و مردومی در بزنگاه‌هاست.
اگر آقایان سکوت می کردند صدها بار بهتر از آن مواضعی بود که این‌روزها اتخاذ کرده اند.
سید محمد خاتمی، این فرهیخته‌ای گرانمایه، مدت‌هاست که در جایگاه رهبری این جریان فکری حامیانش را ناامید کرده است. از پیشنهاد طرح آشتی ملی تا موضوع ننگین بازتعریف اصلاح‌طلبی برای بازگشت به حاکمیت از طریق اعلام برائت از سران جنبش سبز، از دسیسه خواندن مطالبه محوری مردم از دولت روحانی تا انگ بیگانه خواندن معترضین(نقل به مضمون)، از سکوت در برابر بازداشت‌های غیرقانونی چندسال گذشته تا عدم اتخاذ راهی منطقی در برابر خلف وعده‌های دولت روحانی و بی مهری به اصلاح‌طلبان غیر خودی و مردمی همگی از اشتباهات فاحشی‌ست که او در جایگاه یک رهبر و مسوول یک جریان فکری نه تنها اجازه ارتکاب به آنها را ندارد،بلکه عدم پذیرش و اعتراف به اشتباهات گذشته و تکرار اشتباهات خود دردی‌ست که…!
در اینکه استمرار وقایع اخیر و بدین شکل اعتراض بسیار مشکوک است به زعم بنده شکی نیست( با عنایت به وقایع سا‌لهای ۷۸ و ۸۸ و حضور نیروهای سپاه در سطح گسترده در آن سال‌ها و عدم حضور همان نیروهای سپاه در این وقایع و اعلام اینکه نیازی به حضور دیده نمی‌شود توسط آنها، در شرایطی که به دفعات پرچم و تصاویر امام و رهبری سوزانده شد، به دفاتر ائمه جمعه و مراکزی چون پایگاه‌های بسیج و بانک‌ها حمله شده و ظرف یک هفته بالای ۲۰ کشته بر دست خانواده‌ها گذاشته و در یک کلام به دفعات از خطوط قرمز عبور شده، این مدل از اعتراضات را مشکوک می کند)

اما در اینکه مردم ناراضی هم حق اعتراض دارند شکی نیست. سیدخندان بجای اینکه بر موج اعتراضات سوار شده و اتفاقا خود سردمدار مطالبات به حق امروز مردمی باشد که مدت‌هاست فریاد می زنند به نان شبشان محتاج هستند، آنها را عوامل بیگانه و حتما مزدور می خواند. دستکم اگر بنا به حمایت نداشتند، آیا نمی شد سکوت کنند. آیا ایشان اجازه دارد سرمایه مردمی که به واسطه تکرار کردنش پای صندوق رای، چنان لبیکی می گویند که جناح رقیب تا مدتها با داغ دلی از آن می کند را به راحتی به حراج بگذارد؟
جالب اینکه ایشان در جدیدترین موضع اعلام کرده‌اند که نه می‌خواهم و نه می خواهند به قدرت بازگردم. من به آنها کاری ندارم اما مگر شما چنین اجازه ای دارید؟ اتفاقات ۸۸ تجربه نشد؟ روزی که در دارآباد اعلام کردید به نفع میرحسین کنار می روید دوستان شما چه موضعی گرفتند؟ آیا تنها راه پیش‌رو بازگشت به قدرت است؟ آیا خاتمی دیگری در این جریان نیست؟ اگر تمامی راه‌های رسیدن به قدرت در اصلاحات پس از ۲۰ سال بازهم به سید محمد خاتمی ختم گردد، جز این است که او در این راه خیانت کرده؟ مگر این مرد بزرگ عمری ابدی دارد؟
“اصلاح‌طلبی مرد! پس زنده باد اصلاحات” و ضرورت اصلاح در آن یعنی پس از ۲۰ سال فعالیت رسمی غربال گری جدی از درون و دفع آفت‌های موجود. ضرورتی که امروز پیش روی اصلاح‌طلبان است.
یعنی جناب خاتمی فرمان یک خانه تکانی از درون این جبهه را صادر کنند.
مشی و مرام اصلاح‌طلبی از دل مردم است، نه حاکمیت.
و برای رسیدن به این مهم و حفظ این جریان فکری که از روز اول خشتش کج بنا نهاده شده تا دیر نشده و این اندک جان‌فدایی هم از دست نرفته فرمان خانه تکانی از شخص خودشان تا به پایین را صادر کنند.
بدون شک اگر این کار را با محوریت “من به فدای ایران و نه بلعکس” انجام دهند، باز هم به جایگاه خود بازخواهند گشت. جناب آقای خاتمی در جایگاه رهبری محکوم به عدم ارتکاب به اشتباه هستند و می بایست که هم در خود و هم در مشاوران و همراهان خود تجدیدنظر جدی کنند.
مسعود مویدی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری, تحلیلی خط سوم | نگاهی نو برای فردایی بهتر