شما اینجا هستید
سخن روز » فردا که بهار آید آزاد و رها هستیم‬

 

فجر انقلاب اسلامی از راه می رسد، آنانکه در کوران مبارزات انقلابی بودند و آنانکه این حادثه بزرگ را از نزدیک دیده اند، امروز چهل سالگی آن را به تماشا نشسته اند؛ فرزندی را که با خون دل در میان انواع دسیسه ها و جنگ و ترور و وحشت و خشونت تا بدینجا رسانده اند و امروز انتظار عقلانیت و صبوری و شکوری دارند، به سالهایی که گذشته است می نگرند، خطاهای به عمد و یا سهوی و برخوردهای نامناسب و حسرتهاست که بر دل مانده.

چهل سالگی یعنی دوران پختگی و کمال، یعنی گذر از خامی و بی تجربگی سالهای جوانی، بی شک در سالهایی که گذشت مشکلات فراوان و مصیبتهای بسیار در این مسیر بوده و تحمل همه آنها از سوی مردم برای رسیدن به آرامش و آسایش و امنیت و رفاه و استقلال و در صدر همه اینها آزادی و رهایی است.

تندروی ها و حسادت و بغض و کینه ای که زهر در کام ملت ریخت و بعضی از یاران انقلاب به زندان افتادند و یا در حصرند و آنکه در میان مردم محبوبتی داشته و دارد در ممنوعیت و محدودیتها قرار گرفته دیگر پذیرفتنی نیست، باید تمهیدی اندیشیده شود و عقلانیتی باشد تا خطاهای گذشته را بنحوی جبران کرده و ملت امیدوار شوند.

دورانی بی ریشه ها بر سر کار آمدند و تیشه به ریشه همه چیز زدند و انحراف آغاز شد، چپاول کردند و غارت، انگار محمود افغان یورش آورده بود که نه محمود افغان بود، بدتر از او؛ محمودی بود که ستایشها از او کردند و امروز از سایه او هم ترسان و گریزانند، عذر تقصیر آورند و از کرده خود توبه نمایند که سالهای فراوانی ثروت این کشور را به تباهی و سیاهی کشاندند.

مردم در جریان وقایع سیاسی و اجتماعی سالهای اخیر هستند از انتخابات مجلس و خبرگان  و ریاست جمهوری گرفته تا کشمکش تمامی‌ناپذیر شورای نگهبان با رقبا و منتقدان، از برجام تا موشک پرانی ها، از حسابهای نجومی گرفته تا سلاطین سکه و اختلاس، غائله های دیماه در یادها مانده، بازداشت‌ها و احکام قضایی و احضارها و هر آنچه که شایسته انقلاب و اسلام نیست و باید دانست که خاستگاه انقلاب آزادی بود، قرار بود همه آزاد باشند و نباید بخاطر اظهار نظر یا بیان انتقادی و حتی مخالفت با نظر حاکمیت، سراغ بند و زنجیر رفت.

در آنچه که در بخشی از سالیان گذشته مشاهده شده نکته برجسته این است که اقتدارگرایی و توسل به قدرت و استفاده از قوه قهریه نمود بیشتری داشته و اینچنین القاء می کند که قرار نیست تغییری در رویکردهای انحصار طلبانه رخ دهد؛ اما باید مسیری را هموار کرد تا امید به گشایشها و برداشتن حصارها و تنگ نظری و آزادی در میان مردم و در بطن و متن جامعه برای همگان احساس شود و ملت در ناصیه آینده ایران علیرغم پریشانی ها و جنجالهای گذشته، تغییر و حرکت بسوی روشنایی و رهایی را ببینند که اگر جز این باشد «کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند.»

حاکمیت در رفتار خود در همه زمینه ها تجدید نظر و تغییر ایجاد کند و بداند که مردم آزرده اند و در رنج و سختی هستند، نگران معیشت و فردای فرزندانشانند، تبعیضها باید برچیده شود و خطاکاران و گنهکاران و آنان که دست در جیب مردم داشتند به سزای عمل خود برسند و بذر امید در دلها نهاده شود و آزادی های مصرحه قانون اساسی؛ آزادی قلم و آزادی زبان و بیان و پس از بیان؛ نه شعار که بعینه به آحاد مردم و احزاب و سیاسیون و صاحبان اندیشه داده شود، نه اینکه دیوار و قفس را نزدیکتر به خود احساس کنند تا آزادی را.

این مردمان نجیب آن قدر وفاداری کرده اند و سزاوار نیست در چهل سالگی انقلاب با تصمیم های نسنجیده مدیران بجای آزادی و امنیت و رفاه و آسایش؛ طعم تلخ فقر را بچشند و همچنان وعده داده شود که خشم و نفرت ببار می آورد زیرا که دیگر از «نوازش نیز چون آزار ترسانند».

در چهل سالگی انقلاب  «که ای ای صوفی شراب آنگه شود صاف/که در شیشه بماند اربعینی» باید به پاسداشت آزادی برخاست که بدون آن اندیشه می میرد و اگر اندیشه نباشد و آزادی نباشد قطعاً استبداد سیاسی حاکم است و یادمان باشد که قرار بود «فردا که بهار آید آزاد و رها باشیم».

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری, تحلیلی خط سوم | نگاهی نو برای فردایی بهتر