آیا می دانستید؟

شاه عباس کبیر

تاریخ تا‌ کنون تنها به پنج‌تن لقب کبیر اهدا‌ کرده است. به پنج امپراتور. این پنج‌ امپراتور، هریک به سبب استعداد ذاتی، فارغ‌ از ارزشگذاری اخلاقی، چنان کارها و خدمات درخشانی را در‌ کارنامه خود‌ به‌ ثبت‌ رساندند‌،تا‌ تاریخ این سخت‌گیر‌ترین داور جهان، به ایشان چنین لقب درخشانی را اهدا‌ کند. این امپراتوران بزرگ همه با افتخار زیستند و در اوج اقتدار این جهان را‌ ترک‌ کردند

 

تاریخ تا‌ کنون تنها به پنج‌تن لقب کبیر اهدا‌ کرده است.
به پنج امپراتور. این پنج‌ امپراتور، هریک به سبب استعداد ذاتی، فارغ‌ از ارزشگذاری اخلاقی، چنان کارها و خدمات درخشانی را در‌ کارنامه خود‌ به‌ ثبت‌ رساندند‌،تا‌ تاریخ این سخت‌گیر‌ترین داور جهان، به ایشان چنین لقب درخشانی را اهدا‌ کند. این امپراتوران بزرگ همه با افتخار زیستند و در اوج اقتدار این جهان را‌ ترک‌ کردند‌.
و در دوران امپراتوری خود، کشور‌های خود را تبدیل به قدرت‌های جهانی و کردند.
تاریخی‌ که به امپراتوران و شاهان بزرگی، چون نادرشاه، ناپلئون و ملکه ویکتوریا لقب کبیر نداد‌،ناچار شد به این پنج تن، که سه تن از ایشان ایرانی بودند لقب کبیر بدهد.
کوروش‌کبیر،داریوش‌کبیر،
اسکندر‌کبیر‌،پطر‌کبیر و شاه‌عباس‌کبیر.
در اینجا نگاهی اجمالی به کارنامه شاه‌عباس‌یکم،
معروف به شاه عباس کبیر می‌اندازیم. تا ببینیم‌ چرا تاریخ به این شاه بزرگ لقب‌ کبیر اهدا‌ کرده‌ است. شاه‌عباس ‌‌ پنجمین پادشاه ایران از سلسه صفوی و نام‌دارترین فرمانروای این سلسله بود.
او فرزند و جانشین شاه محمد خدابنده بود.
شاه‌عباس‌کبیر، در‌ دورانی‌ به سلطنت رسید که غرب و شمال غربی ایران در تصرف دولت عثمانی بود.
هم‌چنین در شمال شرق ایران نیز خراسان جولان‌گاه ازبک‌ها. همچنین‌‌ در داخل کشور نیز طی دوازده سال، پس از مرگ تهماسب یکم و دوران پادشاهی اسماعیل دوم و محمد خدابنده قدرت شاه بسیار کاهش پیدا کرده بود.
و دسته‌بندی‌های قبیله‌ای قزلباش‌‌ مجدداً به شکل فزاینده‌ای بروز کرده و دوگانگی میان قزلباشان ترکمان و تاجیکان(غیر ترک) در دربار شدت پیدا کرده بود. در نتیجه این چند دستگی، هر یک از مقامات دولتی در اندیشه منافع و قدرت خویش بودند. و کشور دچار هرج و مرج گردیده بود.
شاه عباس با اولویت بندی مشکلات متعدد توانست در طول سلطنتش سلسله صفویه را به اوج قدرت برساند.
و ایران را تبدیل به ابرقدرت بی‌رقیب جهانی نماید.
قدرتی که توانسته بود، عثمانی‌ها‌ را از قزوین تا دروازه قسطنطنیه به عقب براند. عثمانیانی که می‌توانستند بدون کوچکترین مقاومتی از سوی قدرت‌های درجه اول اروپایی چون اسپانیا و پرتغال، تا دروازه وین پیشروی کنند. به شکل تحقیر‌آمیزی توسط شاه‌عباس کبیر تا استانبول عقب رانده شدند. توسط امپراتور بزرگی که، ۴۱ سال برایران حکومت کرد.
شاه‌عباس‌به معماری،
موسیقی،نقاشی و شعر علاقه فراوانی داشت. و میدان نقش‌جهان، عالی‌قاپو، بخش‌هایی از عمارت چهل‌ستون، چهارباغ و
سی‌وسه‌پل از آثار به‌جای مانده از دوران سلطنت او میباشد.‌این آثار‌ درخشان همه نمادی بودند از یک امپراتوری بزرگ که با درایت پادشاهی بزرگ تبدیل به ابرقدرت بی‌بدیل زمانه خود شده بود‌.
در سال ۱۰۰۷ هجری قمری،دو نفر از نجیب‌زادگان انگلیسی به نام آنتونی شرلی و رابرت شرلی به همراه بیست و پنج نفر انگلیسی دیگر از راه ونیز، حلب و بغدادبه
قزوین وارد شدند. هیئت نامبرده از سوی شاه‌عباس به گرمی پذیرفته شد واز وجود آنان برای تجهیز و ایجاد نظم قشون ایران استفاده کرد. همچنین توسط آن‌ها روابط ایران و ممالک اروپایی را با داشتن یک وجه مشترک، یعنی دشمنی با عثمانی گسترش داد.
شاه عباس اندک زمانی پس از رسیدن به پادشاهی عزمش را برای حکومت‌گری دو فاکتو، که نشان از نبوغ‌ سیاسی‌ وی‌ داشت، جزم‌ کرد‌. تا بتواند فرصت کافی برای تجهیز ارتش داشته‌‌ باشد.
و بتواند علیه دشمنان اصلی دولت صفوی، ازبکان در شرق و عثمانی در غرب، آماده‌ نبرد بشود.
شاه عباس، ازبکان را در محرم ۱۰۰۷ تار و مار کرد و هرات را که ده سال در دست دشمن بود، دوباره‌ بدست‌آورد‌.
و‌ در سال ۱۰۱۴ وارد نبرد با عثمانیان‌ شد‌.
و در‌ نبردهای‌ پیاپی پیروز شد، تا نهایتا‌ موفق‌ شد، آخرین سرباز عثمانی را از خاک ایران
بیرون‌کند‌.
(طبق پیمان آماسیه)و در سراب با عثمانی‌ها قرارداد صلح را امضاء کرد.
شاه عباس در این جنگ‌ها خود را به عنوان فرماندهی با قابلیت کامل نشان داد، به خوبی از نیروهایش که در شمار و تسلیحات از عثمانی‌ها پایین‌تر بودند استفاده کرد و در لحظه‌های بحرانی نیروهای ذخیره اش را به میدان فرستاد. و ایران را از اشغال عثمانیان آزاد کرد. تا لقب کبیر را که لیاقتش را داشت، از تاریخ دریافت نمایید.
بعد از شاه‌عباس‌کبیر، ایران پادشاه بزرگی چون او را، دیگر تجربه نکرد.
بعد‌ از شاه عباس، تنها چند پادشاه بزرگ مانند نادرشاه، کریم‌خان‌زند‌، که هرگز خود را شاه‌نخواند و نماینده مردم(وکیل‌الرعایا)خواند و آقامحمدخان قاجار پادشاه بزرگی به خود ندید.
در حالیکه شاه‌عباس‌کبیر، سفیران ابرقدرت‌های جهانی، مانند‌ سفیرانِ اسپانیا و پرتغال را تحقیر می‌کرد، و ایشان را ساعت‌ها در بیرون کاخ مخصوصا در انتظار یک دیدار کوتاه نگه می‌داشت. و به ایشان تاکید می‌کرد که، شما برای قرنها نتوانستید، حتی یک چوب کبریت از دست عثمانیان خارج کنید. اما ما توانستیم ایشان را از قزوین تا دروازه قسطنطنیه تعقیب کنیم.
در دوران قاجار سفرای انگلیس و روسیه بدون وقت قبلی به کاخ گلستان رفت و آمد می‌کردند.
و با شاه دیدار می‌کردند.
و یا پادشاهان پهلوی برای نجات جان خود، در درگاه انگلستان دست به التماس می‌زدند. و یا برای ماندن و ترک کشور از خارجی‌ها اجازه می‌گرفتند.
بله شاه‌عباس‌کبیر به یقین در کنار‌کوروش‌کبیر‌ و داریوش کبیر بزرگترین پادشاهان ایران و جهان است.

روزبه یقینی

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن