پیشنهادخانهسخن سردبیر

روحانی، ماندن یا رفتن. مسله اینست!

ناکارآمدی دولت در مدیریت صحیح جامعه باعث گردیده تا در یکسال اخیر و بخصوص بعد از وقایع آبان ۹۸ به روحانی توصیه کنند که از ریاست دولت استعفا کند. این در حالیست که برخی معتقد هستند روحانی باید بماند و حبران کند. این یادداشت بررسی چرایی توصیه به روحانی برای استعفاست.

۱: در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ و سال ۹۶ بسیاری از کنش‌گران سیاسی، اجتماعی، خاصه اصلاح‌طلبان تمام توان خود را وسط گذاشتند تا حسن روحانی مورد وثوق مردم قرار گرفته و بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زند.
نبود کاندیدای واحد برآمده از دل جبهه اصلاحات و حضور محمدرضا عارف به عنوان کاندیدای اصلاح‌طلبی که شخصا تصمیم به کاندیداتوری گرفته بود و از حمایت حبهه اصلاحات برخوردار نبود و همچنین پیشینه فکری وی که در بهترین حالت او را در جرگه‌ی اصلاح‌طلبان بدلی قرار می‌داد (همچون حضور در مراسم تنفیذ ۸۸) از یک طرف و از طرف دیگر ردصلاحیت شدن مرحوم هاشمی رفسنجانی، باعث شد تا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، جبهه اصلاحات و اکثریت مردم بر روی حسن روحانی به اجماع برسند و از وی حمایت کنند تا وی با حداقل آرای ماخوذه بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زند.(آرا روحانی در دوره‌ی نخست ریاست‌جمهوری همواره پتک سر مدعیان تقلب در سال ۸۸ است)
وی پس از ورود به پاستور، تمام توان خود را بر دو موضوع گذاشت. پایان دعوا و مناقشه‌ی هسته‌ای در مسائل بین‌المللی که از ۶ ماه قبل مذاکراتش در عمان شروع شده بود و طرح توسعه سلامت در امور داخلی، دو سرفصلی بود که دولت تدبیر و امید روحانی مدعی بود شاه‌کلید حل و فصل آنها را در دست داشته و بنای خود را بر تحقق آنها گذاشت.
پس از فوت آیت‌الله هاشمی – پدر معنوی دولت تدبیر و امید- بسیاری از کنشگران اصلاح‌طلب به دفعات به روحانی پیشنهاد کردند که در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم کاندیدا نشود. نقش محوری هاشمی رفسنجانی در هدایت دولت که خبر فوتش به معنای از میان رفتن پشتوانه پدر معنوی دولت تدبیر و امید بود و عزم جزمی که در میان دلواپسان اصولگرا برای فشل کردن عملکرد دولت تدبیر و امید وجود داشت و حواشی برخی از وزرا تدبیر و امید ۳ مولفه و شاخصی بود که کنشگران با استناد به آن موافق ورود روحانی به عرصه انتخابات ۹۶ نبودند. القصه روحانی علیرغم این توصیه‌ها به عرصه انتخابات سال ۹۶ ورود کرد و پیروز شد.

بیشتر بخوانید:
https://massoudmoayedi.ir/1398/08/08/5-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%ad%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-1400/

تنش‌های حاکم بر انتخابات ۹۶ و بعد از آن، که در فضای سیاسی جامعه سایه انداخته بود، حکایت از ۴ سال سخت و پرتنش برای دولت روحانی و مردم داشت. برخوردهای گاه و بیگاه روحانی از یک‌سو و قالیباف و رییسی از سوی دیگر در ایام انتخابات، مواضع متضاد روحانی و رهبری در سخنرانی ها و موضع‌گیری‌های روحانی و دلواپسان که کاملا مخالف هم بود از جمله آن مصادیق بودند.

دولت تدبیر و امید از همان نخستین روزهای کار در دولت دوازدهم درگیر اتفاقاتی شد که سنگ بنایش مربوط به دولت‌های قبلی بود. فساد گسترده در موسسات مالی و اعتباری یک نمونه از این اتفاقات بود که اثرات آن در جامعه دست‌آویزی شد تا در دی ۹۶ دلواپسان لشکرکشی‌های خیابانی را از مشهد شروع کنند. لشکرکشی خیابانی که خیلی زود از اعتراضی جناحی به اعتراضی ملی تبدیل شد و هزینه گزافی بر دوش دولت و جامعه گذاشت.
از طرف دیگر ورود ترامپ به کاخ سفید، خروج وی از برجام و اعمال مجدد تحریم‌های امریکا بر علیه ایران، باعث شد تا مشکلات اقتصادی دولت روحانی بیشتر و بیشتر رخ‌نمایی کند.
مشکلاتی که روحانی مدعی بود به دلیل تحریم هاست. اما حقیقتا اینگونه نبود. علت اصلی ناکارآمدی و عدم مدیریت صحیح دولت بود. اتفاقی که جای خالی مرحوم هاشمی را بیش از پیش نمایان می‌نمود.
از جمله مصادیق ناکارآمدی و عدم مدیریت صحیح دولت روحانی که هیچ ارتباطی با تحریم‌های اعمال شده از طرف امریکا نداشت، عدم افزایش منطقی و پلکانی قیمت بنزین و ثابت نگه داشتن دستوری ارز بود که یکی اعتراضات مردمی و دومی عیان شدن فساد گسترده مالی در میان برخی از مدیران نظام را در سال ۹۸ به ارمغان داشت.
ثمره‌ی مشکلاتی که بالاتر ذکر شد کوچک شدن همه روزه سفره مردم بود است و متاسفانه کار به جایی رسیده است که در بسیاری از خانواده‌ها دیگر سفره‌ای نمانده است تا کوچک یا بزرگ شود.
روایت فوق حکایت‌کننده‌ی شاخص‌هایی هست که خروجی‌اش در دولت تدبیر و امید‌ جز نابودی امید مردم به آینده که ماحصل بی‌تدبیری‌ست، نتیجه‌ی دیگری نداشت. همچون حکایت زندگی یک فرد که عفونت بخشی از بدنش را درگیر کرده است.

آبان‌ماه ۹۸ که بیماری دولت کاملا هویدا و شناسایی شد، برخی از کنشگران سیاسی معتقد بودند که کار دولت پایان یافته است و برخی دیگر چنین اعتقادی نداشته و معتقد بوده و هستند که دولت روحانی باید تا آخر دوره‌ی مسولیت در قوه‌ی مجریه بماند و اشتباهات خود را جبران کند.

۳: ثبت نام قالیباف در انتخابات مجلس شورای اسلامی
جنگ فرسایشی که از ۶ سال قبل میان دولت و دلواپسان اصولگرا در جریان بوده و هست، باعث شده تا حلقه‌ی میان خودی و غیرخودی نظام روزبه روز تنگ تر شود. سه‌ضلع این دعوا مثلثی را تشکیل داده‌ است که در یک سوی آن روحانی و یارانش هستند و در دو سوی دیگر هم رییسی، قالیباف و حامیانشان قرار دارند.
ایام انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ مهترین نقطه تلاقی این سه ضلع است.  از مطرح شدن دعوای ۴٪ ها و ۹۶٪ ها توسط قالیباف و سینه‌ی پر راز رییسی که بر علیه روحانی مطرح میشد تا حکایت روحانی از کاندیدایی که ۴۰ سال حکم اعدام و حبس ابد داده و لوله کردن قالیباف در جریان وقایع سال ۷۸ مصادیق بارزی بودند که می‌توان با استناد به آنها، آن ایام را به عنوان نقطه تلاقی این سه ضلع دعوا نامید.
علیرغم ادعای کاندیداها مبنی بر هم دلی و کنار گذاشتن دعواهای سیاسی بعد از انتخابات، اما تنش‌های حاصل از این مناقشات کماکان ادامه دارد. البته با دو تفاوت عمده. نظام‌های سیاسی دنیا از سه رکن تشکیل شده‌اند. ارکان اجرایی، تقنین و قضایی. تنش‌های پیش آمده در فروردین ۹۶ ماحصل رقابت برای پیروزی در رکن اجرایی کشور بود. روحانی پیروز و قالیباف و رییسی نیز مقلوب شدند، اما پس از چندی رییسی در جایگاه ریاست رکن قضا منصوب شد تا مهرتاییدی بر عملکردش از رهبری دریافت کند و قالیباف هم برای انتخابات مجلس شورای اسلامی تاییدصلاحیت شد تا از ماهها قبل کرسی ریاست مجلس را پس از ۱۲ سال بنام خود ثبت کرده و رکن تقنین را چندین ماه زودتر بنام خود درآورد.

نصب رییسی به عنوان رییس قوه‌ی قضاییه و تکیه زدن قالیباف بر کرسی ریاست مجلس تنها و تنها به معنای کیش و مات شدن روحانی خواهد بود.
بدین معنا که دو رقیب اصلی، دلواپس و اصولگرای روحانی در جریان انتخابات ۹۶، با تصاحب ۲ قوه‌ی از ۳ اصلی کشور عملا قدرتی برای رخ‌نمایی روحانی نخواهند گذاشت. هرچند دولتی که به بیماری عفونی حاد در اقتصادش مبتلا باشد جایی برای رخ‌نمایی نخواهد داشت.

فقد مرحوم هاشمی رفسنجانی، حواشی هیات دولت روحانی که بالاتر به انها پرداخته شد و دعواهای روحانی و دلواپسان که برای جامعه پیامی جز وجود بیماری لاعلاج در اقتصاد جمهوری اسلامی ندارد باعث می‌گردد تا در جهت حفظ یکپارچگی کشور و نجات جامعه‌ای که هر روز دمل‌های چرکین اقتصاد بیمارش هویداتر میشود، به روحانی و دولتش توصیه گردد که هر چه زودتر استعفا کرده و عرصه‌ی مدیریت اجرایی کشور را به دست نیروهای تازه نفس با انگیزه دهند. اگر روحانی داوطلبانه چنین کند علاوه بر نجات ایران، این شانس را خواهد داشت که آیندگان با علم به کاستی ‌های دولت تدبیر و امیدش، نگاه منصفانه‌تری  به وی داشته و با در نظر گرفتن گام آخر دولتش در کناره‌گیری از قدرت، وی را قضاوت کنند.
هر چند شیرینی و مستی قدرت دلیل محکمی برای ترک نکردن آن است.

پ.ن: خواننده‌ی گرامی مخاطب من در این یادداشت رییس‌جمهور و هیات دولتش است. مباحث نظارتی شورای‌نگهبان که پس از استعفای دولت در ذهن شما مطرح می‌گردد نافی استعفای دولت نیست.

۶ بهمن ۹۸

مسعود مویدی

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن