خانهسخن روز

تاریخچه روضه خوانی

بازنشر دو مقاله از ابراهیم ملکی (دین‌پژوه) درباره روضه و تاریخچه آن که در سال ۸۷ منتشر گردیده است.

🔰تاریخچه روضه خوانی
👈بازنشر دو مقاله از ابراهیم ملکی (دین‌پژوه) درباره روضه و تاریخچه آن که در سال ۸۷ منتشر گردیده است
✍ ابراهیم ملکی
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
تاسف از حادثه نا مطلوب یکی از غرایز انسانی است. سوگواری بر مردگان نیز مانند هر نا خشنودی دیگر یک مساله طبیعی و تابع احساسات بشری است و شدت و ضعف آن با اندیشه و عقل نسبت معکوس دارد. در زمانهای گذشته سوگواری و نوحه سرایی برای درگذشتگان یکی از اقسام شعر بوده و در فرهنگ ملتها جایگاه ویژه ای داشته است. ولی میزان گسترش  این قسمت از ادبیات  متناسب با چگونگی و شرایط محیط تغییر می کرده است. در بیشتر جاها پس از وقایع ناگوار  بزرگ و همگانی تا مدتها  غم و اندوه و سوگواری  همگانی ادامه می یافت. مثلا پس از حمله وحشیانه ژرمنها بر روم ، تا مدتها در تاتر ها ، نمایش تراژدی بیشترین خواهان را داشت، و همچنین بود حال اروپا پس از حمله هونها.
هولناک ترین حادثه در خاور نزدیک در مدت هزاره دوم میلادی ، تاخت و تاز مغولان می باشد، که در سده هفتم هجری واقع شد و تعداد بیشماری از مردم این سرزمین را به خاک و خون کشید  و آبادیهای بسیاری را ویران ساخت. این مصیبتها در روان و فکر و اندیشه مردم این سامان پس از سده هشتم به شکل های گوناگون ، خود را آشکار کرد. عرفان که تا این هنگام جنبه اخلاقی و ملایمی داشت ، به سوی بی بند و باری و خرافات و خراباتی گری کشیده شد. سوگواری و آه و ناله که تا این زمان تنها قسمت کوچکی از ادبیات را شامل می شد، اندک اندک بر همه قسمت های دیگر فرهنگ تسلط یافت ، و وعظ و خطابه که تا این هنگام عنوان تبلیغ و پند و اندرزدادن به مردم  را داشت، جنبه عزاداری و سوگواری به خود گرفت. از آغاز روز دهم هجری با انتشار کتاب روضه الشهدای ملا حسین واعظ کاشفی ، به خطیبانی که این کتاب را بر منبر ها می خواندند ، به جای عنوان خطیب ، واعظ و یا کتابخوان …،لقب نوین روضه خوان داده شد.
بهترین اشعار سده دهم شعرهایی بود که درسوگواری سروده شده بود.در سده یازدهم و دوازدهم این معنی فزونی یافت ، و در این مدت شاعری که مرثیه نگفته باشد کمتر یافت می گردد. و با یک مقایسه اجمالی بین دیوان شعرای قرن هفتم تا دهم ، مانند حافظ ، مولانا و سعدی و… با دیوان شعرای قرن دوازدهم مانند دیوان فنا ، به خوبی در می یابیم که چه تفاوت واضحی در محتوا و نوع اشعار آنان وجود دارد. همانطور که می بینیم در دیوان فنا  سراسر مصیبت و آه و ناله وجود دارد و یک شعر جز نوحه سرایی در آن یافت نمی شود.
وباید دانست که در آن زمان اصولا شعر جز نوحه سرایی برای امامان، مطرود و نا پسند و در اصطلاح فقهی مکروه بوده است.
قسمت دوم – عزاداري
غم واندوه گريه ومویه يك امر طبيعي وجزء فطرت انسانها است وتابع احساسات بشري است همانطور كه انسان از يك حوادث مطلوب به وجد مي آيد به همان اندازه يك حادثه ناگوار ونا خوشايند در او اثر نا مطلوب گذاشته و در غم و اندوه فرو مي رود اما هنگاميكه غم واندوه وگريه وموبه  به صورت بيماري واگير در آيد و گريستن وگرياندن بخشي از زندگاني  شود كاري است بس زيانمند وخطرناك.
نبايد فراموش كرد كه بسياري از اين اعما ل كه امروزه مشروع شناخته شده و اجرا مي شود در صدر اسلام ابداٌ اثري از آنها نبوده است و بخشي از اين نوع عزاداري از اقوام وساير ملتهاي قبل از اسلام به اسلام سرايت نموده است كه در پايان به چند نمونه ي آن اشاره خواهم نمود وقدما وعلما به هيچ وجه جايز      نمي شمردند واين را هم نبايد ناديده گرفت كه بسي از اعمال ومعتقدات از عادت وآداب ملي ريشه گرفته وتدريجاً معمول شده است به طوري كه روزهاي نخست خيلي محسوس نبوده وبه مرور زمان زياد گشته است  تا مبدل به خلاف شرع وخرافه گرديده است وبالاتر از همه چون تمام اينها متكي به عادت قومي وبه درجه اي شيوع يافته است كه بعضي از علما هم تحت تاثير ونفوذ آن واقع شده اند ومثل همان افراد به كوبيدن بر سر وسينه خود وحتي زدن قمه مبادرت نموده اند . مي گويند مرحوم دربندي وصيت كرده بود كه كفن خوني اورا كه در عاشورا تيغ زده بود با وي دفن كنند در صورتي كه در شرع ذره اي نجاست نبايد با ميت دفن شود وخون از نجاسات است ولي مرحوم دربندي تحت تاثير معتقدات محيط و اوهامي كه در دوره ي صباوت (كودكي) در مغزش جاي گرفته بود واقع شده ودانش وفضل و اطلاعات علمي وشرعي خود را سعي كرده است منطبق با آن نمايد. زيرا عقايدي كه از طفوليت به شخصي تلقين شده زمينه انديشه هاي او قرار گرفته و آن وقت مي خواهد همه حقايق را با آن معتقدات تلقيني كه ميراثي است از گذشته كه هيچ مصدر عقلاني ندارد منتقل سازد حتي دانشمندان نيز به جزعده اي انگشت شمار به اين درد دچارند و نمي توا نند قوه ادراك خود را به كار انداخته واگر هم بتوانند براي تاييد عقايد تلقيني وميراثي است . بشري كه وجه امتيازش قوه ادراك است با اين قوه ادراك توانسته است مسايل علمي و رياضي وطبيعي را به خوبي حل نمايد ولي در امور عقيدتي خواه سياسي وديني پاي روي عقل وشعورات خود مي گذارد، علت اين امر اين است كه انسان اول متدين مي شود وبعد عالم يعني قبل از اينكه به تحصيل علم بپردازد مبادي ديني به وسيله القاء والدين و محيط در آن نقش مي بندد بعد كه نوبت به اقتباس مي رسد كاملاً آن لوح منقوش شده ومبادي علوم مجبور است صبغه ورنگ آنها را اتخاذ كند. يعني همان طوري كه عقايد ديني بر معارف وعلومات مسلط مي شود دين به نوبه خود تحت آداب وتقاليد وطرز فهم وادراك ملي واقع مي گردد وبه همين جهت عادت واخلاق وافكار اجتماعي وملي هر قومي آن را به صبغه خود در   مي آورد . از همين جهت است كه مي بينيم علما نمي توانند بر ضد اعمالي كه خلاف شرع است ولي متكي به اخلاق وافكار عمومي ملت است قيام كنند. يعني چون خود آنها نيز تحت تاثير آن عادات و افكار قرار گرفته اند اين تخلفات را تخلف فرض نمي كنند.
في المثل وقتي كه فلسفه يونان بت پرست زماني كه  به دست مسلمين رسيد سعي كردند آنرا منطبق با موازين شرعي واحكام وعقايد اسلامي كنند وزماني كه به دست اباء كنيسه وكليسا رسيد آنها سعي كردند آنرا منطبق با دستوروافكار حوارييون عيسي نمايند.
۱-  هنگامي كه هورم هب قلب هاي خون آلود انسان را روي محراب فشار مي داد و از درون قلب ها خون بيرون مي ريخت كاهنان اطراف مجسمه هورم هب مي رقصيدند وبا كارد هايي كه در دست داشتند بر جلوي فرق سر مي زدند وا ز سرشان خون روي صورت ولباس سفيد روحاني مي ريخت .
(كتاب سينوهه – جلد ۲- ص ۷۶۰ تا ۷۶۲)
۲-   پيش از اهداء قرباني روزه مي گرفتند در موقعي كه قرباني مي سوخت همه حاضران خود را مي زدند ، پس از آنكه خود را به قدر كافي مي زدند ضيافتي بزرگ ترتيب مي دادند وآنچه را كه از حيوانات باقي مانده بود  مي خوردند.
(ترجمه هرودت – ص۱۳۹)
و اما عزاداري در زمان امام صادق فقط يك روز و آن هم روز عاشورا بود كه يك نفر همان طور كه تاريخ نقل مي كند واقعه ي روز دهم محرم سال ۶۱ هجري را بيان مي كرد وسايرين گوش مي دادند وآن هم براي اين نبود كه گريه كرده وبه وسيله ي قطرات اشك گناهان آنها آمرزيده شود يعني نه اصرار مي كردند كه مردم فرياد كشيده و به سر وصورت خود بزنند و نه راه اغراق ومبالغه را     مي پيمودند و نه در ذكر مصائب به مرد م مي گفتند بر حسين گريه كنيد تا خداوند گناهان شما را ببخشد . البته چون فاجعه خيلي بزرگ بود مستمعين با شنيدن ان وقايع متاثر مي شدند

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن