خانهسخن سردبیر

اندر تمجید عموسام از سردار جبهه های مدیترانه

العبادی نخست وزیر جدید عراق نقل کرده که اوباما در مورد سلیمانی   میگوید؛ او دشمن من است ولی من برای وی احترام خاصی قائل هستم و یا اینکه از دکتر ظریف نقل می کند که در یک ملاقات جان کری گفته برای یک بارهم که شده ، دوست دارم سلیمانی را ببینم.

۱:  صادق خرازی در صفحه فیس بوک خود مطلبی منتشر می کند با این عنوان :

(نقل به مضمون) ؛ العبادی نخست وزیر جدید عراق نقل کرده که اوباما در مورد سلیمانی   میگوید؛ او دشمن من است ولی من برای وی احترام خاصی قائل هستم و یا اینکه از دکتر ظریف نقل می کند که در یک ملاقات جان کری گفته برای یک بارهم که شده ، دوست دارم سلیمانی را ببینم.(۱۶ آبان ۹۳ )

۲: در اواخر شهریور ماه ۹۵ ، مطلبی از دنیس راس منتشر می شود که در جایی گفته ؛ …باید روحانی را تقویت کنیم تا سلیمانی و سپاه قدس تضعیف گردد.

دنیس راس سیاست مدار کهنه کار که در بسیاری ازدولت ها مشاور روسای جمهور در آمریکا بوده در تحلیل یک استراتژی جنگی اینگونه استدلال می کند که  تنها راه تضعیف سپاه قدس و قاسم سلیمانی تقویت روحانی و هم مسلکان وی است.

۳: مطالب مربوط به دنیس راس در مطبوعات ایران تیتر یک می شود و همگی متفق از یک اختلاف پرده برداری می کنند ، تا جایی که حسام الدین آشنا نیز شخصا وارد بازی شده و از منظری دیگر پیامی برای سلیمانی ارسال می کند که : (دور بازی سیاست را خط بکش و از کارزار انتخاباتی دور شو.)

۴؛ جامعه در یک دوگانگی نسبت به مواضع دنیس راس و حسام الدین آشنا سردگم می گردد تا بالاخره

قاسم سلیمانی با یک بیانیه به ظاهر حماسی به مردم و رهبر خویش اعلام میدارد که من همان سرباز صفر وطن هستم. و تا آخرین قطره خون همان سرباز وطن باقی خواهم ماند.

امروز منطقه جنوب سوریه و شمال عراق به استراتژیک ترین منطقه کره زمین تبدیل شده که تمامی معادلات بزرگ اقتصادی در آنجا رقم می خورد و یا بهترست بگوییم شکل جدیدی از

وال استریت است با این تفاوت که شلوغی خیابان های نیویورک تبدیل به میدان جنگ شده ، اینجا هم تنه افراد به هم می خورد اما از نوع نیابتی.

و اما عموسام و مباشر محترم که علاقه خود را به ملاقات با دشمن خود نشان می دهند.

در جنگ ویتنام خاندان راکفلر علیرغم قوانین در آمریکا این اجازه را پیدا کرد که بتواند هم به سربازان خود تسلیحات جنگی دهد و هم با واسطه شوروی که در اصل حامی طرف مقابل جنگ بود. تسلیحات خود را به دست ویتنامی ها برساند. اینگونه هزینه جنگ آمریکا نیز از طرف مقابل تامین میشد و هم با راه اندازی مجدد کارخانه ها اقتصاد کشور عموسام شکوفا میشد.

برخلاف جنگ در ویتنام ، در جنگ داعش: (که در شمال با علویون سوریه  و در جنوب با اکثریت سنی ناراضی عراقی همراه است ،)

این بار جنگ کاملا نیابتی بوده و همواره نیاز به تحریک نایبان است.

از سال ۲۰۱۰ و با تغییر روش حکومت داری در دنیا  و خداحافظی بن علی و حسنی مبارک ها و حضور تکنوکرات ها بر مناصب قدرت روش بازی در جنگ نیز تغییر کرد و این بار تندروهایی که تا دیروز در مقابل جبهه صهیونیت هم پیمان بودند در مقابل هم قرار گرفتند .از یک طرف به عناوین مختلف همچون  فیلم سربریدن در جبهه داعش منتشر می شد تا در دنیا ایجاد رعب و وحشت کند و از طرف مقابل نیز تجلیل و تمجید از سردار قاسم سلیمانی.

ناگفته نماند این روش تا امروزهم  خوب جواب داده ، زیرا که دو طرف نیابت خطوط قرمزی را برای خود ترسیم کرده اندکه فقط و فقط صرف جنگ اهمیت پیدا می کند. اما با یک تحلیل ساده از علت ظهور جنگ جهانی اول و نتیجه اولیه آن و همچنین مرور آن تا امروز داستان تشکیل حکوت داعش تنها و تنها در جهت تجزیه عراق و سوریه خواهد بود که با توجه به طبیعت این مقاله . در جای دیگری بدان خواهیم پرداخت.

اما دراین جبهه .خطوط قرمزی همچون جنگ با تمام کفر( در سواحل مدیترانه که حکایت از نفوذ و قدرت ما در دیگر بلاد اسلامی را نشان می دهد)، مدافعان حرم (که تنها مدافعان بشار هستند) و از این دست خطوط ترسیم شده .

این خطوط قرمز  باعث شده تا هر دو طرف فراموش کنند که درمقابشان  ، دشمن نبرد آنها را به نظاره نشسته و گاهی با تعریف و تمجید از این و گاهی با انتشار صحنه های دلخراش از آن ، تنها حساب های بانکی خود و دیگر شرکا همچون  راکفلرها مجدد از دلارهای نفتی پر گردد و تجربه جنگ های قبلی و از بین رفتن شهروندانش نیز تکرار نگردد.

وهم اینکه در دنیای مسلمین آخرین نفر نیز با شلیک یک گلوله به مغز خود برجهل مقدس خود صحه گذارد تا نویدی برای پایان جنگ باشد .بدون شک دنیای بدون مسلمین برای صهیونیست جهانی بسیار دلپذیر و دلچسب تر از دنیای با مسلمین خواهد بود.

امروز تمجید از سردار قاسم سلیمانی،عملا کار شوروی سابق برای خاندان راکفلر را خواهد کرد و جز سرازیر کردن دلارهای حضرات عرب به جیب کسانی که جهل مقدس ما را خوب شناخته اند هیچ خاصیت دیگری ندارد.

در اصل تمجید از وی برای جهان عرب ، با انتشار فیلم جداکردن سر از بدن یک انسان هردو یک کارایی دارد.

«به امید کمی اندیشه و تفکر»

۶ مهر ۹۵

مسعود مویدی

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن