خانهسخن روز

ام الفتنه

توضیح: این مقاله در ۲۰۱۳ منتشرشده و در وبلاگ ابراهیم ملکی در دسترس است. این یادداشت حکایت درس عبرتی‌ست برای همگان تا بدانند استبداد دوست وخودی وبیگانه نمی‌شناسد. کسانی که تا دیروز از نزدیکترین افراد بودند، امروز این سرنوشت را پیدا‌کرده‌اند

بیماری استبداد وخودکامگی مهلک ترومخوف تر از هر بلیه ای است

ازوباوطاعون خطرناکتر و از هر ددی درنده تر است. چرا که به قاعد” الناس علی دین ملوکهم” هرگونه کج روی وبی قانونی از سوی حکومت مانند میکروبی واگیردار به تمام شاهرگها ومویرگهای جامعه سرایت می کند و همه چیز و همه جا را می آلاید. خودکامگان همگی خود را متصف به صفت عدالت می دانند اما عدالتی که خود آن را تعریف می کنند . تاریخ نشان داده که هیج مستبد و طاغوتی اصلاح پذیر نیست .چرا که فرد خودکامه در هاله تشریفات و تجملات و تبلیغات خودساخته احساس امنیت می نماید و چنان مست قدرت است که فریادها و هشدارها و اندرزهای صالحان ومصلحان را نمی شنود. انبیا ءعظام (علیهم السلام) آنان را مورد خطاب قرار داده اند: نامه موسی (ع) به فرعون و نامه ابراهیم خلیل (ع) به نمرود و نامه های امیر المومنین علی (ع) به معاویه. هرچند که خطاب به فرعون ونمرود ومعاویه نوشته شده است. درواقع مخاطب اصلی آنان مردم هستند. هشدار به آنان است. حکما و فیلسوفان و فصحا در فرنگستان مثل ولتر، روسو، و مونتسکیو و غیره گقته اند که به جهت رفع ظلم ازجهان اصلا نباید به ظالم پرداخت بلکه به مظلوم باید گفت شما که در قوت و عدد و مکنت از ظالم بمراتب قویترید چرا متحمل ظلم می شوید ومولاناهم عامل بروزچنین آفتی را تملق وچاپلوسی دانسته‌است:

از وفور مدحها فرعون شد
کن ذلیل النفس هونا لا تسد

آن گاه که جامعه درپنجه استبداد اعم ازسیاسی وفکری اسیر شد آفت کرمهای جهل وتحجر وتعصب برپیکره جامعه پدیدارمی‌شود وسرپوشی تنگ وتاریک و بی‌روزن وخفقان آمیز برفراز سرآدمیان قرار می گیرد وپیوندشان با فضاهای باز وهوای آزاد وابرهای باران‌زا و بهارآفرین برخاسته از دریاهای غنی تمدنها وفرهنگ و رودهای روان اندیشه‌ها ونهضتها گسسته می‌شود و درفضایی چنین بسته و راکد بد اندیشی وکج اندیشی مجال بروز می‌یابد وسوء ظن وکج فهمی رواج عام پیدا می‌کند وتحمل اندیشه نو دشوار وحتی ناممکن می گردد .جامعه مبتلا به تاریکی جهل وجمود فکری وتعصب ویکسونگری چنان زکام می گیرد که هیج بویی از گلستان حقیقت درنمی‌یابد وصاحبان اندیشه ازهراس تعقیب وآزار یا دست کم برای گریز ازکج فهمی وبدفهمی وادارمی شوند که اندیشه خودرا آشکارنکنند. درفضای بسته کج فهمی وبدفهمی ونفهمی و رکود که همه چیز به دیوارختم می شود وبناچار آدمیان درخود فرو می‌روند واز قد کشیدن وجوانه زدن باز می‌ایستند و به کوتوله هایی بدل می شوند که خواست حاکمان خودکامه است. نظامهای استبدادی مطلقه وتوتالیتر خواهان پدید آوردن چنین فضا و پروریدن چنان آدمیانی هستند. فاشیستها نیز می‌خواهند با سرکوب و ارعاب مستمر جسم و روح مردم وجامعه را به اطاعت وادارسازند درچنین جامعه‌ای امنیت جانی و اقتصادی وجود ندارد و صاحبان سرمایه احساس نا امنی می‌نمایند وحاضر به فعالیتهای علمی و اقتصادی نمی‌شوند چرا که امید به آینده ندارند ازهمین رواست که فرار مغزها وسرمایه ها به وقوع می پیوندد وسرمایه داران سرمایه های خویش را ازکشور خارج می نمایند

کسانیکه می‌پندارند باحمایت از استبداد وحاکمیت خودسر به نان ونوائی خواهند رسید سخت دراشتباهند باید بدانند که هیج کس وهیج چیز درحاکمیت استبداد درامان نخواهد بود چرا که استبداد به موریانه‌ای می‌ ماند که همه چیزرا می خورد ، الّا غم صاحب خانه را.

منادی شدجهان راهرکه بدکرد
نه باجان کسی باجان خود کرد
مگرنشنیدی ازفراش این راه
که هرکه چاه کند افتاد درچاه

کسانیکه با تملّق وچاپلوسی شمشیرحاکمیت خودکامه را تیز می‌کنند باید بدانند که این شمشیر روزی گردن خود آنان را خواهد زد

لطف سالوسان جهان خوش لقمه ای است
کمترش خور، کان پرآتش لقمه ای است
آتشش پنهان ودودش آشکار
دود اوظاهر شود پایان کار

بزرگترین فتنه خودکامگی است واستبداد خود عامل بروزهر فتنه‌ای است. برای جلوگیری از فتنه باید مستبد را مهار کرد. درجامعه‌ای که مردمانش عرض وناموس ومال وجان خویش را درمعرض تهدید ودرازدستی حکومتیان می‌بینند هرگز نمی‌توانند به نیکویی بیندیشند، بسازنند و برافرازند. چنین مردمی راهی جز آن نمی‌یابند که یا مسخ شوند ویا اینکه متوصل به خشونت شوند. این آن واقعیتی است که امروز ما درسوریه شاهدش هستیم . درهر دو حال جامعه ازمسیر رشد طبیعی خویش به دور می‌افتد چرا که هرآشوبی موجب ویرانی می‌شود وتا جامعه به خود آید واثرات آشوب را بزداید عمرها تلف می‌شود وسرمایه‌ها به هدر می‌رود تاریخ ایران وتاریخ جوامع دیگر گواه این مدعا است که وقتی ملتی ازظلم و ستم وجور حکومت به ستوه آمده برآن شوریده وآن را برانداخته است.”الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم ” درجوامعی که از دموکراسی مطلوب برخوردار هستند چنین شورشهایی به وقوع نمی‌پیوندد وسخنی از براندازی نیست ولی درجوامع توتالیتر واستبدادی است که بحث انقلاب وبراندازی مطرح است .

ابراهیم ملکی,
بازنشر در پایگاه خبری، تحلیلی خط سوم
۲۲ مرداد ۹۸

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن