خانهسخن سردبیر

هشت سال جنگ و خونریزی بی حاصل؟

۸ سال جنگ و خون‌ریزی بی حاصل؟!

بهار عربی که پس از تونس، با قامتی شکست خورده در مصر و لیبی به سوریه رسیده بود، سرآغاز جنگی شد که پس از ۸ سال و علیرغم پایان آن جنگ، کماکان با حواشی خود در صدر اخبار و بحران‌های جهانی قرار دارد.

در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، سوریه محور مقاومت ضدصهیونیسم و پل ارتباطی با حزب‌الله لبنان است. از طرفی ایران و سوریه دو متحد استراتژیک هستند و حضور ایران در جنگ سوریه نیز بر پایه درخواست رسمی بشار اسد و بر اساس پیمان مشترک میان دو کشور است.

روابط خوب ایران و سوریه به دوران قبل از انقلاب باز می‌گردد. ایران در دهه پنجاه و در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی و در جریان سفر رییس‌جمهور سوریه به تهران که در سال ۱۹۷۵ صورت گرفت، یک کمک بی‌سابقه ۳۰۰ میلیون دلاری به حکومت حافظ اسد تقدیم کرد. پس از انقلاب نیز سوریه از جمله کشورهای متحد و دوست ایران بود. این کشور در جریان جنگ عراق با ایران نقش به سزایی داشت و از همان روزها حامی سیاسی و متحد نظامی ایران بوده و هست. سوریه علاوه بر کمک ۳۰۰ میلیون دلاری محمدرضا پهلوی، از نخستین روزهای جنگ تا امروز از ایران میزان معینی نفت به رایگان دریافت کرده و می‌کند. نفتی که باعث شد تا معادلات بازی در جریان جنگ عراق با ایران، در مقاطعی تغییر دهد.

عملیات h3 که یکی از پیچیده‌ترین و بزرگترین عملیات‌های هوایی دنیاست، عملیاتی در آن نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی به پایگاه الولید در مرز اردن و عراق حمله کرد و بدون هیچ تلفاتی، خسارت جبران‌ناپذیری به بخش عمده‌ای از نیروی هوایی عراق وارد نمود. حمله به h3 الولید از جمله این مثال هاست که در آن نمی‌توان از فضای هوایی که سوریه در اختیار ایران گذاشت، چشم‌پوشی کرد.

و اما ایران در سوریه ۲۰۱۱
فارغ از اینکه ایران در جریان وقایعی که از سال ۲۰۱۱ در سوریه رخ داد چه نقشی بازی کرد، اما با عنایت به درخواست بشاراسد بر اساس پیمان مشترک دو کشور، دخالت نکردن ایران، اجتناب ناپذیر بود. نقشی که  به سرعت موافقین و مخالفین خود را در داخل و خارج از کشور و در میان جناحهای سیاسی مختلف ایرانی پیدا کرد. مرزبندی که در مقاطعی در مواجه با این تقابل مسله امنیت ملی را پیش می‌کشید.

مخالفان جنگ در سوریه  بدین شکل استدلال می‌نمودند که با توجه به پیمان‌نامه‌های مشترک میان دو کشور و همچنین میزان نفتی که ایران از زمان جنگ عراق با ایران، به رایگان در اختیار سوریه قرار می داده و می دهد، ایران می‌توانست با اتخاذ  راهبردی عقلانی به گذار قدرت در سوریه کمک کند تا بدون خونریزی راس قدرت در سوریه تغییر کرده و بهار عربی نیز با این جابجایی دموکراتیک در قدرت، جانی دوباره یابد. در چنین شرایطی، ایران ضمن کمک به احیای دموکراسی در سوریه و جابجایی قدرت در آنجا براساس خواست اکثریت مردم سوری، نقش خود را به نحوه احسن در روند جابجایی قدرت در سوریه بازی کرده و با جان‌ دوباره دادن به بهار عربی به جایگاهی تثبیت شده تر در منطقه دست یابد. با این روش علاوه بر حفظ منافع ملی ایران در منطقه شمال و شرق مدیترانه، اولا از بوجود آمدن جنگی خانمان سوز در آن کشور جلوگیری کند و همچنین با مشکلات امروز هم درگیر نباشد.

از طرف دیگر استدلال موافقان به حضور در جنگ سوریه، اینگونه بود که دو دلیل برای دخالت ایران در جنگ سوریه وجود دارد.
۱: دفاع از مراکز مقدس شیعی
۲: انتقال مرزهای استراتژیک جنگی از ایران به سوریه.

موافقان جنگ در سوریه با توجه به حمله بنیادگرایان به مراکز مذهبی شیعیان(ابومصعب‌الزقاوی در زمان حیات خود هیچ رحمی به شیعیان نداشت تا جایی که صدای بن‌لادن و ایمن‌الظواهری به عنوان رهبران بلامنازع بنیادگرای وهابیت یا القاعده را نیز درآورد. سامرا و حمله انتحاری به حرمین‌شریفین از جمله اقدامات وی بود که می‌توانست جنگ خانمانسوزی بین شیعه و سنی، در عراق رقم زند که نقش آیت‌الله سیستانی در عدم شکل‌گیری این جنگ مذهبی بسیار مهم و شاخص بود.) ، مدعی بودند که امکان شکل‌گیری تجربه مشابهی در سوریه نیز وجود دارد و حرم حضرت زینب خط قرمزی‌ست که بر سر آن, با هیچ قدرتی تعارف ندارند. به همین دلیل هم مدافعان حرم نام گرفتند. در ارتباط با انتقال مرزهای جنگی از ایران به سوریه (عمق استراتژیک) نیز  اینگونه استدلال می کردند که در صورت نجنگیدن با بنیادگرایان القاعده و داعش در سوریه و عراق، جنگ به مرزهای سیاسی ایران کشیده میشود و کشیده شدن جنگ به مرزهای ایران به معنای به خطر افتادن ناموس ایرانی در ایران و کشته شدن ایرانیان کثیری است.  موافقان این استدلال همواره در تلاش بودند که این مهم را در جامعه نهادینه کنند که در صورت تجاوز داعشیان به ایران،  قدرت و توانایی اشغال کشور در میان این جماعت وجود دارد. به همین دلیل مدعی بودند که با انتقال مرزهای خط مقدم جنگ از مرزهای غربی کشور به داخل سوریه،

شرق و شمال مدیترانه، به نوعی هم حافظ جان ایرانیان باشند و هم به مدیترانه که میان سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا واقع است، دست یابند. این دریا از راه تنگه جبل الطارق به اقیانوس اطلس راه دارد و به وسیله کانال سوئز در مصر با دریای سرخ مربوط است. همچنین علاوه بر اینکه این دریا از لحاظ کشتیرانی و ترابری دریایی از مهم‌ترین دریاهای جهان به‌شمار می‌رود، موقعیت ایران در همسایگی با اسراییل را نیز تثبیت می‌کند.

کلام آخر
۱: مردمی که از سال ۲۰۱۱ در سوریه اعتراضاتشان به عملکرد بشاراسد شروع کرده بودند، در سال ۲۰۱۴ به دمشق و کاخ ریاست جمهوری رسیده و بهترین فرصت را برای ایران ایجاد کرده بودند تا با دخالت ایران، بشار اسد در یک انتخابات و طی یک فرآیند دموکراتیک از قدرت کنار رود و استدلال مخالفان جنگ در سوریه جامع عمل بپوشد.

اما سرعت اتفاقات در سوریه بسیار بالا بود. به نحوی که در کمتر دو سال بعد نوک تیر پیکان حمله از بشار اسد به سمت بنیادگرایان مسلمان همچون داعش، جبهه‌النصر(شاخه سوری القاعده) و گروه احرام‌الشام و … چرخید. از سال ۲۰۱۴ که نارضایتی‌های مردم سوریه از بشار اسد به جنگی تمام عیار میان بنیادگرایان از یکسو و ایتلاف‌ جهانی ضد بنیادگرایی از سوی دیگر تبدیل شد، بشاراسد فرصت را مغتنم شمرد و به نحوی سوار بر موج اتفاقات شد که دنیا چنین احساس کرد که اگر بشار اسد از قدرت کنار رود، مذهبیون تندرو و متحجر وهابی جایگزینش خواهند شد. در یک معنا ۸ سال خون و خونریزی بی حاصل و ماندگاری بشار در راس قدرت تنها ارمغان این جنگ بود.

۲: همانگونه که در ابتدا عنوان شد، ایران بر اساس یک پیمان دوجانبه و بر اساس درخواست رسمی بشار اسد در سوریه حضور پیدا کرد. اما تجربه دو جنگ افغانستان و عراق اثبات کرده که ایران می توانست با اتخاذ موضعی عقلانی از حضور در جنگ پرهیز کند و از طرفی از میوه آن بهره‌مند گردد. اتفاقی که به دلیل عملی نشدن آن، تلفات جانی و مالی بسیار زیادی در جنگ متحمل شد و بر اساس چرخشی که روسیه در سال ۲۰۱۸ در جنگ سوریه از ایران به غرب انجام داد، میوه آن نیز محروم شد.

۳ اردیبهشت ۹۸
مسعود مویدی

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن