پیشنهادخانهسیاسی

نامه سرگشاده سید احمد شمس فعال سیاسی جنبش سبز به محمد جواد ظریف

سید احمد شمس در این نامه به محمد جواد ظریف تاکید کرده است : اگر واقعا به دنبال احیای نقش واقعی وزارت خارجه و بازگشت عظمت واقعی آن هستید ، فقط به دنبال عظمت شخص خود نباشید که با استعفای خود در مقابل اقدامات فراقانونی ایستادید ،  بلکه به فکر هموطنان بی دفاع ایرانی خود هم باشید و ضمن دفاع از آنان جلوی این گونه اقدامات فراقانونی سیستم امنیتی را در نمایندگی های وزارت خارجه در خارج از کشور بگیرید.

متن کامل نامه سرگشاده سید احمد شمس فعال سیاسی جنبش سبز به وزیر امور خارجه ایران به شرح ذیل است:

به نام خدا

جناب آقای دکتر محمدجواد ظریف

وزیر محترم امور خارجه ایران

با سلام و احترام

جناب آقای ظریف ، در شروع نامه سرگشاده ام به شما از عنوان وزیر محترم امور خارجه ایران استفاده کردم نه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ، چرا که به جدّ معتقدم متاسفانه آن چه که در این سی سال اخیر در نظام حاکم ایران اتفاق افتاده ، هیچ تناسبی با روح اسلام و احکام نورانی آن ندارد.

در این نامه سرگشاده هم چنین به دنباله اطاله کلام نبوده و در صدد نیستم آن چه که زمامداری سی ساله اخیر را از شکل اسلامی به روشی غیراسلامی هم چون سلاطین ظلم و جور تبدیل کرده ، تبیین کرده و تک تک آن ها را برشمرم.

و حتی به دنبال آن نیز نیستم که تمامی آن چه را که در وزارت خانه تحت امر جنابعالی را می گذرد و مطابق با روح اسلام عزیز نیست ، نیز به شما گوشزد کنم.

بلکه هدف من بیان تنها و تنها یک مورد رویه ای است که بر خلاف ادعای شما در نمایندگی های وزارت امور خارجه در خارج از کشور اعمال می گردد و هرگز با آن چه که توسط وزارت امور خارجه و حتی شخص جنابعالی تبلیغ می گردد ، نمی باشد.

آقای ظریف ، چندی پیش جنابعالی برای حفظ شان و جایگاه وزارت امور خارجه استعفا دادید و همین استعفای شما سبب دلجویی مقامات عالیرتبه نظام از شما شد تا متقاعد به بازگشت به جایگاه خود شوید اما در این نامه سرگشاده در صدد اثبات این نکته هستم که بر خلاف ادعای شما متاسفانه جایگاه و شان وزارت امور خارجه شما مدت هاست زیر سوال رفته و نمایندگی های شما در خارج از کشور به شعبه ای از دستگاه های مختلف امنیتی کشور تبدیل شده و با آلت دست قرار گرفتن ، به ابزاری برای اعمال فشار به برخی از شهروندان ایرانی مقیم خارج از کشور تبدیل شده اند.

آقای ظریف ، شما در بدو ورود به وزارت خارجه عنوان نمودید که پاسپورت ایرانی حق هر ایرانی در سراسر دنیاست و همکاران‌ خود در نمایندگی های سراسر دنیا را به همکاری در این خصوص فراخواندید و تاکید نمودید که شان هر ایرانی که به آن ها مراجعه می شود بایستی پاس داشته شود و حتی با اعلام یک ایمیل ، عنوان نمودید که اگر برخی از همکاران شما در انجام این گونه وظایف ، تخطی کردند ، موارد مستقیما برای جنابعالی ارسال شود.

جناب آقای ظریف ، اما اکنون لازم می دانم که خدمت شما عرض کنم که هرگز این رویه توسط همکاران شما اعمال نمی شود ، و وقتی یک ایرانی مقیم خارج از کشور که به دلایلی با سیستم حاکمه مخالف بوده و از سر ناچاری تن به پناهندگی داده ، با فرمی مواجه می شود که بایستی از پناهندگی ابراز پشیمانی کند و تا ذیل آن را امضا نکند به او پاسپورت داده نمی شود.

جناب آقای ظریف ، این چه روش غلطی است که در نمایندگی های شما در خارج از کشور اعمال می شود ؟! به عنوان مثال ، بسیاری از فعالان سیاسی جنبش سبز هم چون من که معتقد به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هستیم ، و بنا بر فشارهای حاصله در داخل کشور ناگزیر به پناهندگی شده ایم ، چرا بایستی از روشی که با اعتقاد آن را برگزیده ایم ابراز پشیمانی کنیم ؟ در حالی که هنوز رهبران جنبش سبز در حصر ظالمانه ی سلطان ظالم هستند ؟

آقای ظریف ، چرا باید سیستم امنیتی به این مقدار بر امور نمایندگی های شما در خارج از کشور مسلط باشد که برخی از شهروندان ایرانی را از حق داشتن پاسپورت محروم می کنند‌ و در پاسخ برای دلیل این اقدام خود ،  به یک جمله بسنده می کنند که از تهران به ما دستور داده که شما از خدمات کنسولی محروم هستید ؟

و مرجع ضمیر و منظور از تهران ، جایی جز سیستم امنیتی نیست ، و من خودم در همین ترکیه و به طور خاص در استانبول ، شاهد این رفتار غیر قانونی نمایندگی وزارت خارجه بوده ام که به برخی از ایرانیان گفته شده که شما از خدمات کنسولی طبق دستور رسیده از تهران محروم هستید.

آقای ظریف ، اگر واقعا به دنبال احیای نقش واقعی وزارت خارجه و بازگشت عظمت واقعی آن هستید ، فقط به دنبال عظمت شخص خود نباشید که با استعفای خود در مقابل اقدامات فراقانونی ایستادید ،  بلکه به فکر هموطنان بی دفاع ایرانی خود هم باشید و ضمن دفاع از آنان ، جلوی این گونه اقدامات فراقانونی سیستم امنیتی را در نمایندگی های وزارت خارجه در خارج از کشور بگیرید.

آقای ظریف ، حال اجازه بدهید از آن چه در نمایندگی وزارت خانه تحت امر شما در آنکارا که رد پای سیستم امنیتی در آن بوده و بر سر خودم آمده نیز بگویم

هفت سال و نیم قبل هم چون بسیاری از فعالان سیاسی جنبش سبز مجبور به ترک ایران شدم ، در این هفت سال و نیم ، روزهایی پرفراز و نشیب بر من گذشت ، در ابتدای سال ۲۰۱۵ علی رغم صدور بلیط پرواز و پذیرش اقامت در نیویورک که ممکن است برای بسیاری پرجاذبه باشد را رد کردم و اقامت و زندگی در ترکیه را برای ادامه زندگی انتخاب کردم.

اما سیستم امنیتی ایران و عوامل نفوذی آن در میان اپوزیسیون خارج کشور و برخی کانال های تلگرامی معلوم الحال  ، آن چه را که از بی تقوایی و رفتارهای غیر انسانی و اتهامات خلاف واقع بود بر من وارد کردند که نقش برخی از افراد معلوم الحال مرتبط با بخش امنیتی سفارت ایران در آنکارا در این امور کاملا محرز است ، که شرح مفصل آن در نامه جداگانه ای باید به آن پرداخته شود.

علی ای حال در چند ماه قبل ، طی تماس هایی با پدر بزرگوارم آیت الله العظمی سید حسین شمس خراسانی که از بزرگ‌ترین علما و فقهای معاصر و استاد بسیاری از مراجع تقلید و دست امر کاران امور از جمله رهبر ایران‌ بوده اند ، ضمن اظهار دلتنگی از من خواستند شرایطی فراهم کنم تا بتوانم با ایشان ملاقات کنم.

از آن جا که امکان سفر به ایران نداشتم ، علی رغم میل باطنی و فقط به عشق دیدار روی پدر با اکراه تمام به سفارت ایران در انکارا مراجعه و به دلیل سه سال اتمام مدت پاسپورت قبلی ، تقاضای صدور گذرنامه جدید نمودم.

کارکنان پاسخگو در سفارت که گویا در بدو ورود من را نشناختند ، ضمن گرفتن مدارک ، طبق روال معمول ، پاکت نامه ای به من تحویل دادند ، تا آدرس منزل را در آن بنویسم ، و به من گفتند مدارک شما تکمیل است و بین یک هفته تا ده روز دیگر ، پاسپورت شما با پست به درب منزل فرستاده خواهد شد.

یک هفته به پانزده روز تبدیل شد اما به جای آن که پاسپورت به منزل ما بیاید ، کنسول محترم سفارت ایران در آنکارا با من تماس گرفت و شرط اعطای پاسپورت را ملاقات حضوری در داخل سفارت عنوان نمود.

در سال ۱۳۸۷ که با توجه به تضییقات ایجاد شده ، ایران را ترک و در استانبول ساکن شده بودم ، برخی از دست اندرکاران سیستم امنیتی ایران طی تماس با من ، خواهش کردند که به ایران برگردم ، چرا که متصدیان امر متوجه قصور و کوتاهی خود شده اند و تصمیم دارند‌ از آن چه کرده اند از دل من در بیاورند.

چون آن زمان تجربه امروز را نداشتم و نمی دانستم این روال کثیف ، شیوه مستمره سیستم‌امنیتی ایران است ، گول آنان را خودم و به ایران بازگشتم اما وقتی با مدیر کل مربوطه ای در وزارت اطلاعات به تصور حل مشکلات ملاقات کردم ، با کمال تعجب ، آن ملاقات تبدیل به بازجویی شد ، و وقتی به آنان گفتم که من با پای خود به ایران آمدم ، چرا این گونه برخورد می کنید ؟! ، مدیرکل مربوطه در پاسخ اظهار داشت که اگر هم نمی آمدی تو را در داخل گونی می کردیم و در صندوق عقب ماشین به ایران برمی گرداندیم

در آن ایام نه تنها از دل من که نیاوردند ، هیچ ، که دوسال ممنوع الخروج شدم و منزلی را که در استانبول علی رغم خرید وسایل منزل با هزینه فراوان ، تهیه کرده بودم ، بی سرانجام و بیهوده ، مخارج بسیاری بر من تحمیل کرد.

پس از ماجراهای سال ۸۸ هم که مجبور به  خروج مجدد از ایران شدم ، و پس از یک سال اقامت در  سوریه ، در ترکیه سکنی گزیدم ، و قصد زندگی عادی داشتم و حتی با سفیر وقت ایران در ترکیه جناب آقای بهمن حسین پور و رایزن محترم بازرگانی آقای فراز چمنی هم چند بار ملاقات داشتم ، اما عوامل مرتبط با سیستم امنیتی در درون سفارت مانع زندگی عادی من شدند تا آن جا که‌ چاره ای جز پناهندگی نیافتم ، و‌ بلافاصله پس از پناهندگی ماجرای تهدید مدیرکل مربوطه سیستم امنیتی که من را درون گونی به ایران خواهند فرستاد را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ‌و مراکز مربوطه در ترکیه اطلاع دادم و به طرقی به سیستم امنیتی این خبر را رساندم که این مورد دقیقا گزارش شده است.

آقای ظریف ، حال با آن چه گفتم آیا عقل سلیم حکم می کند که من دعوت کنسول محترم را که اصرار دارد که حتما با او ملاقات کنم را بپذیرم ؟ و چرا این کنسول محترم پس از گذشت دو ماه هم چنان از ارسال پاسپورت من‌ خودداری می کند ؟ راستی قرار است در ملاقات حضوری چه اتفاقی بیفتد که به صورت تلفنی امکان طرح آن نیست ؟

آقای ظریف ، پس از این مانع و عدم امکان دریافت پاسپورت توسط من ، پدر من علی رغم ۹۴ سال سن ، و بیماری های متعدد از جمله بیماری ریوی که حتی سفر هوایی را برای ایشان خطر آفرین می کند به ترکیه آمد تا آخرین فرزند خود را ببیند.

او به ترکیه آمد ، و چون خود او هم با توجه به برخی تضییقات ایجاد شده که توسط سران حاکم در ماه های اخیر که برای او ایجاد شده ، دیگر تمایل به بازگشت ندارد و با اختیار کردن هجرت در کنار من خواهد ماند.

آقای ظریف ، به آقای کنسول گفتم که ندادن پاسپورت تبعات سنگینی دارد ، و اکنون باید به شما بگویم که هجرت پدر من یکی از تبعات آن بوده است ، این را بدانید که اصرار بر این لجاجت ها ، تبعات سنگین تری را به دنبال خواهد داشت که با‌توجه به وزن بالای علمی پدرم و اشراف به جایگاه علمی رهبر ایران ، می تواند برای بسیاری خوشایند نباشد

پس تا دیر نشده ……

سید احمد شمس

فعال سیاسی جنبش سبز مقیم ترکیه

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن